به گزارش پایگاه خبری تحلیلی صنعت فرش ایران(عصرفرش) به نقل از خبرگزاری صدا و سیما، فرش را در دنیا با نام ایران می شناسند و آذربایجان شرقی هم قطب تولید فرش در کشور محسوب می‌شود.
تبریز ، افتخار دیگری با عنوان شهر جهانی صنایع دستی در بافت فرش را در سال ۲۰۱۵ به خود اختصاص داد افتخاری که با تلاش مسئولان و هنرمندی دستان توانمند قالیبافان تبریزی به گوش جهانیان رسید و آوازه فرش آذربایجان جهانی شد.
این کلان شهر کهن که از دیر باز در مسیر جاده ابریشم قرار گرفته ، حرفی برای صادرات محصولات فرهنگی و هنر صنعت خود داشته و دارد.
می توان با توجه کردن به معیشت و بیمه هنرمندان قالیباف ، اقتصاد مقاومتی را در این حوزه مهم، عملی کرد.
همچنین می توان با جذب هنرجو از مناطق مختلف دنیا، این هنر بومی را به سایر ملتها آموزش داد و به تثبیت فرهنگ و نام فرش تبریز در عرصه های علمی نیز کمک کرد.
چون رنگ و نگار فرش، هزاران پیام فرهنگی را به مخاطبانش منتقل می کند و رسانه ای است که پیامهایش، آمیخته با خونسردی، صبوری و زیبایی است.
کاری که نیاکان صبور ما با طراحی نقطه به نقطه در فرش ، قالیچه و گلیم می کردند تا پیامی را منتقل کنند، اینک غول های رسانه ای غرب با طراحی نقطه به نطقه تصاویر در فیلم و خبر و انیمیشن می کنند تا پیامشان را به ما منتقل کنند.

فرش در بوته نقد کارشناسان
رییس اتحادیه فرش فروشان تبریز تعداد اعضای فرش فروشان این شهر را ۲۵۰۰ نفر می داند و می گوید : در کل استان هم، ۱۰ هزار نفر در این حوزه فعالیت می کنند.
فرهاد چمنی می افزاید : ۳۰۰ هزار نفر در آذربایجان شرقی از طریق تولید فرش ارتزاق می کنند در حالی که در شرایط غیر رکودی و در ۱۰ سال قبل ، ۵۰۰ هزار نفر در این حوزه فعالیت می کردند.
وی می گوید : در دهه ۷۰، اعضای فروشنده، ۷ هزار نفر بودند که امروز به ۲ هزار و ۵۰۰ نفر کاهش یافته اند و تجربه نشان می دهد هر موقع بافت فرش رونق می گرفت، از آمار زندانیان کم می شد که بیانگر تأثیر قوی فرش بر اشتغال و کاهش آسیب های اجتماعی است.
برخی از مسئولان، آمار صادرات فرش استان را سال گذشته ، ۱۰ میلیون دلار اعلام می کنند و بر اساس آن، مالیات فرش فروشان وضع می شود اما منتقدان آن را غلط می دانند و می گویند: از سال ۱۳۸۵ به بعد، صادرات فرش، منفی شده و مصرف آن، بیشتر در داخل بوده است و این نوع ممیزی و مالیات گیری، صحیح نیست و تبعیض آمیز است.
رییس دانشکده فرش دانشگاه هنر اسلامی تبریز می گوید : فرش، متولّی خاصّی ندارد و سال ۱۳۷۶، مرکزی به نام مرکز ملّی فرش در تهران تأسیس شد که متأسفانه، بودجه میلیاردی آن، حیف و میل می شود.
علی وندشعاری اضافه می کند: مرکز ملّی فرش، حرکت مفیدی را برای فرش انجام نداده است؛ یعنی تولید فرش را در سطح ملّی، کسی هدایت نمی کند و اینکه چه تولید بشود و چگونه تولید بشود و کجا به فروش برسد (بازاریابی)، مشخص نیست!
وی خاطرنشان می کند : بافنده، نمی داند که چه ببافد و از چه رنگی استفاده کند که مطابق سلیقه خریدار باشد کجا بفروشد با این توصیفات انتقادی کارشناسان فرش می توان گفت: معلوم نیست فرش کشور، زیر پای کیست؟!

نیازهای مبرم فرش کشور
برندسازی تابلو فرش تبریز ، آذرشهر و سردرود، ورنی بافی خدا آفرین و اهر ، قالیچه هریس و دیگر شهرها و سایر کارهای حجمی و نو با برگزاری هفته فرش آذربایجان شرقی در کشورهای مقصد و هدف گردشگری ضروری است.
همچنین برگزاری همایش های جهانی و نمایشگاه های بین المللی فرش، جشنواره ها و ایجاد بازارچه های دائمی در تبریز که در ایّام تعطیل هم، باز باشند، نیاز مبرم فرش کشور است؛ بسیاری از گردشگران از تعطیلی بازار در روزهای تعطیل، گلایه می کنند و وجود بازارچه های دائمی صنایع دستی استان می تواند به حل این مشکل کمک کند.
حسینی استاد اقتصاد دانشگاههای استان می گوید : در قم، نمایشگاه بین المللی فرش تأسیس شده و دائمی است؛ امّا متأسفانه این فرصت در تبریز فراهم نشده است و مرکز تجارت جهانی فرش هم که قرار بود در تبریز ساخته شود متأسفانه فضای کمی در آن به فرش اختصاص داده اند و فضای آن را به سایر صنوف فروخته اند و علّت این کار مشخص نیست!
به گفته وی در چین ۲۵۰ میلیون نفر عاشق فرش ایران هستند اما دولت چین برای فرش خریداری شده، مالیات می گیرد و مانع رونق صادرات فرش ایران به این کشور می شود.
حسینی می افزاید : در این میان مسئولان دیپلماسی کشورمان می توانند با دولت چین، رایزنی کنند تا این مالیات را بردارند. در روسیه هم، فرش ایرانی، خواهان زیادی دارد ولی همچنان، ما عاجز از برگزاری یک نمایشگاه در آنجا هستیم.
وی خاطرنشان می کند : باید مزایا و معایب فرش دستی و ماشینی به افکار عمومی بازگو و مضرّات فرش ماشینی به نسل جدید منتقل شود.
فرش ماشینی، آسیب جدّی به فرش دستباف زده است. به نظر می رسد باید تبلیغ فرش ماشینی را در رسانه ملّی و حتی داخل شهر کم کنیم.
بیشتر فضاهای تبلیغاتی شهر و بیلبوردهای شهرداری در اختیار معرفی فرش ماشینی قرار می گیرد و ما می توانیم حداقل در تبریز، این تبلیغات را کم کنیم تا تولید فرش کمی رونق بگیرد چرا که افتخار پایتخت جهانی فرش را، تبریز یدک می کشد.

مدرنیته بلای جان فرش دستباف
رواج کف پوش، پارکت و کم توجهی به صنایع دستی، رغبت عمومی را به خرید فرش دستی، کم کرده است از طرفی هم، پایین بودن قیمت فرش دستباف هم باید اصلاح شود؛ یک فرش ۱.۵ در ۲.۵ ، حدود ۴۰۰ دلار است که برای بافنده، نمی ارزد.
فرش، جزو معدود صنایع دستی دنیاست که فقط برای زینت و تجمّل، بافته نمی شود، بلکه بر اساس نیاز و استعمالش، هنرمندانه به وجود می آید.
پس تولید فرش یک نوع سرمایه گذاری است که از بدو ایجاد دار قالی تا بافت و فروش آن از سرمایه های ذهن، بدن، چشم و سایر هزینه های مادی، صرف آن می شود تا کاری زیبا و کاربردی، خلق و به قیمت مناسب، فروخته شود؛ بنابراین، باید بر اساس مطالعه (نیازسنجی و بازاریابی) به تولید فرش پرداخت.
رنگهای شیمیایی و طراحی ضعیف، موجب بدنامی فرش می شود در حالی که اصالت فرش ایرانی در طبیعی بودن و هنرنمایی آن است که باید حفظ شود.
۱۰۰ درصد فرش ، تولید دست هنرمند ایرانی است و تمام مراحل تولید آن از چیدن پشم و تولید نخ، رنگرزی، رفوگری، دارکشی تا طراحی، بافندگی، دفه‌زنی و پرداخت‌زنی آن به دست هنر انجام می شود.
برای همین، جزو صنایع دستی ارزشمند در دنیاست و نیروی انسانی زیادی را صاحب شغل می کند و باید نام و نشان هر بافنده ایرانی با بارکد قابل شناسایی به عنوان برندی در بخشی از فرش، بافته شود تا شناسنامه هر فرش با خودش همراه باشد و قابلیت راستی آزمایی هم داشته باشد تا فرش ایران زمین در برابر گرد و غبار آثار هندی، چینی و …، رنگ نبازد و استوار باقی بماند.

سخن آخر:
فرش از میلیون ها گره و با صبر و آرامش ، میلیمتر به میلیمتر بافته می شود؛ سیاست هم مثل فرش، تار و پودش پیچیده و گیج کننده است و گام هایش را آهسته بر می دارد.
تحریم فرش ایران از سوی کشورهای غربی، همچون بید بر تار و پود آن، ضربه زده است امّا توجه کلان سیاستگذاران به ارزش و جایگاه رسانه ای فرهنگی و اشتغالزایی فرش، می تواند گره از رکود بازار فرش ایران، بگشاید.